داستان دروغ و حقیقت
یه روز دروغ به حقیقت گفت : میای بریم شنا کنیم؟
حقیقت ساده و زود باور پذیرفت
آنها کنار دریا رفتند حقیقت تا لباس هایش را در آورد دروغ آنها را دزدید و فرار کرد .
از آن به بعد حقیقت عریان و زشت است ولی دروغ در لباس حقیقت زیباست... .
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط جــــواטּ عــــاشـق